اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
426
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
و از شكستن و تغيير و تبديل آنها نهى فرموده است . پس اگر من چيزى را از آنچه براى هارون و براى عبد الله پسر امير المؤمنين هارون تعهد كردم ، نقض كنم يا تغيير و تبديل دهم يا بگذرانم [ در دلم كه چيزى را از آنچه بر عهده دارم نقض كنم ] يا از كسى از مردم بپذيرم ، پس از خدا [ و از سرپرستى خدا و از دين خدا و از محمد پيامبر خدا ] بيزار باشم و كافر و مشرك به خدا [ روز رستاخيز با وى روبرو شوم ] و هر زنى كه امروز دارم يا تا سى سال ديگر تزويج كنم البته سه طلاقه باشد بطلاق حرمت و سنت ، و به نذر بر من واجب است كه سى حج پا برهنه و پياده رهسپار بيت الله الحرام شوم [ چنان كه خدا جز وفاى به اين نذر را از من نپذيرد ، و هر مالى كه امروز دارم يا تا سى سال مالك شوم پيشكشى است كه بايد بكعبه حرام برسد ] و هر برده اى كه امروز دارم يا تا سى سال ( ديگر ) داشته باشم در راه خداى عز و جل آزاد است . و هر چه را براى امير المؤمنين و عبد الله پسر امير المؤمنين هارون تعهد كردم و براى آن دو نوشتم و شرط كردم و بر آن سوگند خوردم و در اين ( عهد ) نامهام نام بردم ، وفاى بان بر من واجب است و غير از آن را در دل ندارم و جز آن را نيت نمىكنم پس اگر جز آن را در دل گرفتم يا نيت كردم ، همه اين عهدها و سوگندهاى محكم [ مرا ] لازم و بر من واجب است و فرماندهان امير المؤمنين و سپاهيانش و مردم نواحى و شهرها و عموم مسلمانان از بيعت و خلافت و وليعهدى من بيزارند و آنان را رواست كه مرا خلع كنند و از مقام حكومت بر خود برانند تا يكى از رعايا و چون مردى از توده مردم باشم و آنگاه مرا بر ايشان حقى و حكومتى نيست و بيعت من در گردن ايشان نخواهد بود و از سوگندهايى كه با من داشتهاند آزاد و در دنيا و آخرت از وزر و و بال آنها آسوده خواهند بود . اين ( عهد ) نامه را محمد بن هارون با خط خود نگاشت و سليمان پسر امير